نقدی بر آموزش و پرورش

امروزه کودکان بیش از آنکه با دنیای واقعی در تماس باشند با دنیای مجازی در ارتباط هستند دنیای مجازی اطلاعات زیاد اما سطحی در اختیار کودکان قرار می دهد ولی دنیای واقعی سطح آن کم ولی عمق اطلاعات را زیاد می کند .

especial teach

با تغییر در سبک زندگی ،کودکان در معرض بمباران اطلاعات قرار می گیرند که حق انتخاب آنها بسیار محدود است از طرفی تغییر در سبک زندگی و فیزیک منازل مسکونی به گونه ای است که خانه، دیگر جای تحرک و چابکی و چالاکی نمی باشد.

خانه ای که در آن زندگی می کنیم به یک فضا و بازداشتگاهی شبیه است که فضای خلاقیت تحرک و سرزندگی این نوع سبک زندگی تحمیلی است و قربانی اصلی این سبک کودکانی هستند که نیاز به فضا و مکان مناسب برای تحرک و شادابی دارند حال چه باید کرد؟

کودک در مسیر رشد خود نیاز به فضای باز و وسیع دارد مدارس ما که بخش موثری از بار مسئولیت تربیت را بر عهده دارد آیا توانسته است این خلا را پر کند؟ پاسخ منفی است.

ژاپنی ها می گویند ما خانه هایمان را کوچک می کنیم تا مدارس وسیع برای تربیت فرزندانمان ایجاد کنیم اما سیاست گذران تعلیم و تربیت با علم به اینکه فضای خانه دیگر وسعت لازم را برای رشد ندارد فکری برای ساختن مراکز آموزشی بزرگ را ندارند.

طی سالهای گذشته هر روز مدارس ما کوچک تر و محدوتر شده اند حال چاره چیست؟راه حل آن تغییر نگرش و ساخت مدارس بزرگ و چند منظوره در سطح کشور است مدارسی که بتواند تمام جنبه های ضروری زندگی را جهت تجربه کردن و آموختن فراهم نماید این نوع مدارس به این دلیل ضروری است که کودکان جنبه های ضروری را که برای زندگی لازم است آموزش می بینند.

کودکان ما نیاز دارند که در این نوع از مدارس تجربه های بهداشتی، هم زیستی،زندگی اجتماعی و کلیه مهارتهای اجتماعی را بیاموزند در این محیط های آموزشی انواع مهارتهای زندگی که برای زندگی اجتماعی در بزرگسالی لازم است را بیاموزند، کار کند، آشپزی نمایند، دوخت و دوز نمایند، ورزش کنند، اختراع و اکتشاف نمایند و به معنای واقعی زندگی را تجربه نمایند.

مدارس کوچک به همراه منازل کوچک جایی بر اخلاقیت عملی فراهم نمی کند به همین دلیل فرزندانمان به جای کار کردن فقط فکر می کنند که این امر ممکن است آنها را افرادی تخیلی و آرمان گرا بدور از واقعیت های عملی زندگی بارآورد.

تاکنون به دلیل اجباری های مختلف و محدویت ها این گونه عمل کردیم ولی با رفع این محدودیت ها از یک طرف و تحمیل محدودیت های دیگر در سبک زندگی نگرش جدیدی به تغییر در نظام تعلیم و تربیت در کشورهای دیگر سالهاست که اقدام به مدارسی چند منظوره و مجتمع های آموزشی نموده اند که باعث شده بسیاری از خلا های آموزشی در سیستم تعلیم و تربیت خود پر نمایند لذا تاکید بر تصمیم ها و سیاست های غلط در آینده مشکلات بیشتری را به ارمغان خواهد آورد.

بنابراین توصیه می شود با تاکید بر نیازهای محلی و منطقه ای طبق سند تحول بنیادین اقدام به آموزش و پرورشی انعطاف پذیر و سازگار با الزامات محیطی و اجتماعی نماییم که پیشنهاد ما در این مورد تلفیق زندگی اجتماعی،فرهنگی،سیستم تربیتی و آموزشی است و باید تلاش کرد آموزش و پرورش را به زندگی واقعی نزدیک کرده و در هر منطقه ای با توجه به پتانسیل های همان منطقه استعدادها و ظرفیت های دانش آموزان را شکوفا نمود.

با توجه به فلسفه تعلیم و تربیت در دنیای نو که هدف اصلی آن بازآفرینی فرهنگی و اجتماعی و آماده کردن نسل نو برای ورود موثر در زندگی اجتماعی است این تغییر نگرش در مسئولین نظام تعلیم و تربیت امری ضروری و الزامیست و اگر امروز غفلت کنیم جبران آن امکان پذیر نمی باشد به امید روزی که فرزندان ما با یادگیری کامل یک زندگی اجتماعی در جامعه بتواند وظایف خویش را انجام دهند.

 

/ 0 نظر / 11 بازدید